دنیا خیلی کوچک است …..

 

تا حالا به این جمله فکر کردین  ؟

 

دنیا خیلی کوچیکه ؟

 

گذر پوست به دباغ خونه می افته ؟

 

 

  ( توی پرانتز باید ذکر کنم من که عاشقه پوست و چرمم )

  

یه اتفاق   !!!

 

امروز توی شرکت نشسته بودیم یه قرار ملاقات داشتیم با یه نفر در مورد خرید یه خط تولید

 

 کارخانه ..

 

درب باز شد یه آقائی وارد شد که داشت توی دهه 6  عمرش  غوطه می خورد .!

 

قیافش خیلی آشنا بود .

 

از وقتی که نشست و یه لیوان آب ریخت که بخوره ،  میخش بودم و داشتم فکر می کردم !

 

با مشخصات که کم کم خودش داد تازه فهمیدم طرف آشناست  !

 

بهش نشونی دادم که شما کجا کدوم سمت کدوم اتاق   نشسته بودی  ؟

 

تعجب کرد ، تقریبا جا خورد  !

 

من 4 سال پیش توی یه مقطعی دنبال کار می گشتم  از یه مسیری برخوردیم به این آقا !

 

بنده خدا آدم خوبی بود ! یعنی هنوزم هست .

 

نشد یا قسمت نبود که من برم اونجا برای کار !

 

حالا بعد از 4 سال !

 

دنیا چرخیده  ؟ شهر چرخیده ؟ معلوم نیست .

 

امشب همون آقا نشست جلوی من و از ما می خواست که بهش تخفیف بدیم .

 

جالب بود . میشه گفت خیلی جالب البته برای من .

 

میشه گفت گذر پوست به دباغ خونه می افته .

 

   * * * * شما جای من بودید چیکار می کردید .  * * * *

 

من کسی نیستم نصیحت کنم .

 

ولی مراقب کارهاتون و قلبتون باشید .  !

 

مراقب باشید چی میگید ؟ چون یه روزی باید براش جواب داشته باشید  . !

 

مراقب دل خودتون باشید و زندان روح و قلب خودتون نباشید . !

 

 

 

شاید یه روزی روزگاری .

 

به جای پوست کار زندگی تون به دباغ خونه بیفته ؟ حتما اینجوری نیست .

 

 

 

شاد باشید .