خوانش متن زیبای » مرتضی خسروی عزیز   (  اسکیس  )  »   و تقدیم به خود او  

  

گویا مادر گمگشته همه ما نوازش است٬

گویا این»عطش نوازش ٬آرام نمی گذارد ما را چه در کودکی و چه در بزرگسالی .

» گویی عروسکانِ پشت پرده نیز بابت اروتیکال زندگی ما نفس نمی کشند٬

گویا مادرکان بزک کرده، نوازشگری اند که مهجور مانده ادای عروسک کوکی

 را در می آورند ، که کوک شده اند تا عطر غریبی بپراکن اند  .

 که اندامی فریبا داشته باشند» ٬که صدایشان  کنیم …»عزیزم .

 ظالمانه نخواهم خواند

  گاه عروسکان  پسرکی رنگ پریده اند ٬که بوی کهنگی شراب می دهد

 و بوی  جاودانگی اعصار و فلاطون ، از آنگاه که مادرسالاران رخت بر بستند

 و آمازون بی آماج سرخ تک سینه گان ماند ،

 گویا هر شب پوست تنم غریبی می کند٬

گویا از عطری جا مانده…هر تیره شبانگاه دانه دانه نوک میزند تا سحرگاهان

چینه دانش پر باشد از تهی نوازش ……

باز شب شده ….

در شهر ممنوعه  «پیکر من و تن تو غریبی می کند …

بیا چینه دان بپرورانیم از گناه ،  بیا سرخود شویم و با هم آغوشی با منظور

 اشتباه نگیرید ٬

که در آن روزگاران نخستین  بی کسی و آدم به هوایی…

می رقصیدیم

 تا باد تن ما را نوازش کند .

………………………………………….


 » و به جسارت خوانش متن را از  اینجا  گوش دهید »

 

دانلود ( نوازشهای کودکانه )

 

…………………………………………………………………………………………


 

پ. ن 1 )

 امیداورم تمامی احساس متن را ادا کرده باشم و  دیگر اینکه  درست خوانده باشم .

تمامی اعضای وبلاگ اسکیس و دوستان کافه بلاگفا و اینجائی ها بدون کارت دعوت شدند .

پ. ن 2 )  

سرانجام طراحی هچل هفت من را محمد عزیز تر از جان از دوستان کافه بلاگفا

 طراحی و تبدیل به کد  و قالب کرد و همین جا از او و مرتضی تشکر می کنم .

پ. ن 3 )

 تاخیر در به روز رسانی وبلاگ و تاخیر مجدد در سر نزدن به وبلاگ دوستان را

را به حساب احوالات اینجانب بگذارید و توجیح دیگری نداشته و نخواهد داشت  .

از مزایای شهر گناه است و چاره ای نیست و نبود .

پ. ن 4 )

 راستی یلدا مبارک

 

Advertisements