پ ن یکم )

حرفی برای گفتن ندارم دعا می کنم هر چه هست زود تمام شود

تاوان این دموکراسی تحمیلی و احمقانه انگارجبران نا پذیر است .

پ ن دوم )

یک تشکر کوچک برای دوستانی که تولد من رو تبریک گفتند

کیکی داشتم که تا نیمه های شب شمع های آنرا نگاه می کردم و 

آنهائی که در خیابانها بعد از سالها دوباره در خون به دنیا آمدند را

یاد کردم