عجیب بود ،این بار خیلی زود فردا شد !

من داشتم برای کفتار محل که به تازگی نشون کلانتری را از سگ پا کوتای محله پشتی گرفته بود و به پیراهن کوتاهش آویزان می کرد تعریف می کردم .  آره ! انگار همین دیروز  بود که کلانتر پا کوتاه را مثل سگ پرت کردند بیرون و حتی به خانم سگ هم تجاوز کردند.

همه می گفتند: از این موهای سفیدشون خجالت نمی‏کشین ؟ آره دیگه همه می گفتند .

 همه سیاه پوشیده بودند و روی صورتشون را با دم هاشون گرفته بودند که شناخته نشند .

 آقای کفتار گوش می کنی ؟

 دیروز روباه خونگی آقای قصاب سر جنگل ،  آلتِ یه مرد را یک لقمه کرد !!

همه حواستون با منه ؟

 بله بله ، حواسم با شماست بگو .

آره دیگه همین .  من برم کاری ندارین ؟ فقط اومده بودم خبر بدم .

آقای کفتار گفت : چرا  ! یه زحمتی بکش ،سر راه یه ذره آب بده به اون حیوان دُم دراز داخل زندان .

 داخل زندان که رفتم دیدم آلَتِ گم شده آقای قصاب اونجا توی ظرف اون حیوان دم دراز بود .

توی قفس بوی س.-.ک‏.–.س  می یومد ،خوب که نگاه کردم دیدم تمام بدنش پر از موهای سفید ، انگار به جائی کشیده شده بود  و نیش خند می زد . نگو به حکم اعتراض در جنگل تو زندان بود .

همه حوادث دیروز اتفاق افتاده بود و من مثل آقای خر داشتم توی طویله‏ی در بسته دنبال فردا می‏گشتم .

 

 

Archive – Bullets Song   دانلود

……………………..

 

پ ن یکم )

این پست برای  * ‌وحشـــىــــىـــی *

پ ن دوم )

این آهنگ رو که گوش می کنم

دلم می خواد اون حیوان دم دراز را از وسط دو نیم کنم  همان جر دادن خودمانی .

هر چند در مواردی غیر از گوش دادن به این موسیقی باز هم آن فعل را خواهانم .

 پ ن سوم )

شاید تعجب کنید که این اصلا داستان است ؟

من هم از خودم گاهی می پرسم .

فقط گاهی .

 

 چیز نوشت اضافه شده )

فکر نمی کردم این پست اینقدر عجیب و آزار دهنده باشه

کمی صبر می کنم و شاید حذفش کنم . در صورت حذف

پست دیگری جایگزین خواهد شد .