وقتی قرار باشه بعد از مدتها فیملهای خوبی رو که دوستی برات فرستاده رو شروع کنی به دیدن ، و اعصاب فیلم کلاسیک رو هم نداشته باشی ، واقعا می‏مونی که چه فیلمی برای اون لحظه می‏تونه مناسب باشه .

همین دیروز بود که توی اتوبوس داشتیم با داوود در مورد اسپانیا صحبت می کردیم و اون می گفت :

هادی  ! وای من حالم به هم می خوره از گاو بازی این اسپانیائی ها

حالا چی شد سر از دیدن این فیلم در آوردم نمی دونم ولی از بد روزگار فیلم بی ربط به گاو بازی نبود ،ولی انگار خودت قراره توی فیلم باشی و اون پرچم قرمز رو بگیرند روبروی صورتت ، اشتباه شد بگیری روبروی صورتش .

 بهانه شد که در مورد این فیلم خوب بنویسم  .

 

 

سرگذشت دو بیمار مرگ مغزی‏ست که تا انتهای فیلم موسیقی فلامنکو روح شما را با آنها اجین می‏کند و به این فکر می‏اندازد که اگر روزی جای آنها باشید و یا جای ( بنینگو مارتین پرستار ) و یا جای (مارکوی روزنامه نگار و مقاله نویس  )چه بر سر شما می آید ، و یا حتی می‏توانید ( آلیشیا ) باشید و قرار باشد بنینگو شما را  با بدن برهنه ماساژ بدهد .

با این که فیلم قصد داره بیننده رو نزدیک به حال و هوای مرگ مغزی درون فیلم نزدیک کنه ولی خیلی خوب می دونه که با موسیقی و نمایش تکه های از رقص های باله و آن بالرین های پیر با احساس های نابی که درون سالن دارند خودشون رو به درو دیوار می‏زنند ، بی‏اختیار به جای اینکه برای بیمارها و عناصر فیلم گریه کنید برای موسیقی فیلم گریه میکنید و حتی گریه‏های مارکو هم تاثیری روی شما نخواهد داشت . ولی یادتان باشد عاشق اون بالرین پیر نشوید .

 

نام فیلم  :  Talk To Her       Hable con ella

نویسنده و کارگردان :  Pedro Almodovar

محصول : کشور اسپانیا 2002

مدت زمان : 112 دقیقه

برنده جایزه اسکار در سال 2003