سلام

مطابق با عادت ، همه  انسانها حرفی برای سالگردهایشان دارند و شمعی ، فشفشه ای و کیکی هم هست .

ولی من ، اینجا ،  کماکان با فعل سکوت به کار خود ادامه می دهم و به غیر از چند ترانه نیمه تمام  و چند به اصطلاح شعر نیمه کاره چیزی برای گفتن ندارم . یعنی حتی ترشح هم نمی کند و حتی اگر باشد نخواهم نوشت و چرا ، هنوز نمی دانم . حتی بارها و بارها نوشتم و معلوم نیست کجاست !

شاید برای چند ترانه از من آهنگ ساخته وخوانده شود که آن هم معلوم نیست سرش به کجا بند است .

پس این هم هیچ .

خیلی بیشتر از چیزی که در سالروز یکسالگی وبلاگ نوشتم دوستان خود را دوست دارم ، خیلی خیلی بیشتر به آنها نزدیکم  و قلبم برای آنها می تپد و آنقدر به من لطف داشته اند که نمی‏شود بیان کرد .

برای پایان هم ،ازهیچ کس انتظاری ندارم  که چیزی برایم بنوسید و اثری از من در وبلاگش بگذارد .

تنها ، خاطره ای که از آیات زمینی دارید برای من مهم است ، آن هم یک خاطره ی واقعی . البته اگر باشد .

و اگر ادامه داشتم ، هستم .

 

ارادتمند شما

هادی .ا